دوشنبه, 20 آذر 1396 - Monday 11th December 2017

واکنش شهید مدافع حرم از دیدن نان قندی های اهدایی مردم مهدیشهر

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
خاطره ناگفته ای از شهید مدافع حرم حسین مشتاقی؛
واکنش شهید مدافع حرم از دیدن نان قندی های اهدایی مردم مهدیشهر
مادر شهید مدافع حرم «حسین مشتاقی»، خاطره ای به نقل از فرزند شهیدش بیان کرد.

به گزارش خبرنگار نیزوا، شهید «حسین مشتاقی» از شهدای مدافع حرم مازندران که در اردیبهشت ماه سال 95 در خان طومان سوریه به شهادت رسید، اصالتا اهل روستای ده صوفیان شهمیرزاد از توابع شهرستان مهدیشهر می باشد.

مادر شهید «حسین مشتاقی»که در یادواره شهدای بخش شهمیرزاد و روستاهای تابعه که پنج شنبه شب در سالن شهید آرو برگزار شد، حضور یافته بود، خاطره ای از فرزند شهیدش در سوریه نقل کرد.

این مادر شهید گفت: حسین در زمستان سال 94 برای اولین بار به سوریه اعزام شد که در همان نوبت در آزادسازی خان طومان شرکت داشت. وقتی برگشت با شور و شوق خاطره ای از دیدن نان قندی های مردم مهدیشهر که آنجا به دستشان رسیده بود را تعریف کرد.

مادر شهید مدافع حرم، افزود: حسین می گفت "یکی از دوستان نزدیکم، آقای فیروز آبادی شهید شده بود که در آن خستگی و ناراحتی از دست دادن رفیق نزدیک و صمیمی که خیلی برای ما سخت بود، داشتیم استراحت می کردیم، غذا که به آن صورت آنجا نبود، برایمان آذوقه آوردند که از آن نان قندی هایی که در منطقه سمنان و مهدیشهر بیشتر مرسوم هست بود. بسته ها را گرفتیم دیدیم رویش نوشته اهدایی از استان سمنان از مردم مهدیشهر. آنقدر خوشحال شدم، دوستم یک همرزم داشت که از بچه های فولادمحله بود او را صدا زدیم و گفتیم بیا ببین اینجا چی نوشته از مهدیشهر هست، این نان ها از آنجا آمده.

 مادر شهید «حسین مشتاقی» ادامه داد: پسرم قسم می خورد می گفت مادر این نان قندی را که خوردم انگار تمام خستگی بدنم رفع شد.

این مادر شهید اظهار کرد: حسین وقتی برای بار دوم می خواست برود سوریه گفتم نرو، گفت مادر حاضری ما زنده باشیم و داعش بیاید ایران؟ میدانید آنها در سوریه بر سر زنان و دختران شیعه چه بلایی می آورند؟ حاضری ما زنده باشیم و این بلا بر سر خواهران ما بیاید؟

وی تصریح کرد: بچه ها و رزمندگان ما از همه چیزشان گذشتند و رفتند، حسین آقا از دو قلوهای خردسالش امیر مهدی و نازنین زهرا گذشت، از زن و بچه خردسال گذشتن واقعا سخت است، شب خداحافظی به پسرم گفتم داری می روی پس بچه هایت چی؟ سرش را بالا گرفت و گفت همه را سپردم به خدا فرزندانم را هم به خدا سپردم.

این مادر شهید با بیان اینکه مدافعان حرم برای حفظ اسلام و کشور و ناموس رفتند نه برای پول، گفت: خواهران، دختران و مادران عزیز، شما را قسم به خون شهدا، حجاب را حفظ کنیم. ما هیچ چیزی نمی خواهیم ما گریه نمی کنیم ما ناراحت نیستیم فقط حفظ اسلام و حفظ حجاب داشته باشید.

انتهای پیام/

پایگاه خبری تحلیلی نیزوا شهرستان مهدیشهر   

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید ( فیلدهای ستاره دار اجباری و بقیه فیلدها اختیاری می باشد )

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.
کپی رایت