جمعه, 8 ارديبهشت 1396 - Friday 28th April 2017

تفاوت‌های خانواده در ایران و اروپا به روایت استاد دانشگاه وین

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
تفاوت‌های خانواده در ایران و اروپا به روایت استاد دانشگاه وین
یک استاد دانشگاه گفت: نهاد خانواده در غرب از اهمیت خاصی برخوردار است مخصوصا این اهمیت در خانواده های مذهبی پر رنگ تر دیده می شود اما یکی از تفاوت های اصلی در بین ایرانیان و غربی ها ساختار خانواده است.

به گزارش نیزوا، لیذا عابد بانوی مسلمان اتریشی است که همسری ایرانی دارد و به این واسطه با ایرانیان و فرهنگ ایران آشنا شده است و این راه مقدمه ای شد تا در فعالیت های علمی و دانشگاهی ایران هم شرکت کند.

وی که استاد دانشگاه وین اتریش و همچنین دانشگاه الزهرا در رشته اسلام شناسی و مطالعات شرق شناسی است می‌گوید: «من قبل از ازدواجم با دین اسلام آشنا شدم و خانواده من هیچ مذهبی نداشتند؛ من یک خلا احساس کردم و این کمبود من را به سمت اسلام کشاند. اسلام دینی است که برای تمام زندگی برنامه دارد و از نگاه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، زندگی شخصی، خصوصی، خانوادگی نگاه اسلام خوب و متفاوت است. مخصوصا بحث عدالت اجتماعی که اسلام بر آن خیلی تاکید می کند برای من خیلی مهم و جالب یود.»

مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید؛

مساله خانواده و جامعه خانواده محور در سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران بسیار با اهمیت بوده و به آن توجه شده است، این مساله در خارج از ایران چگونه است؟

در آنجا هم خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی مورد اهمیت است. اما به این اندازه که در ایران تلاش شده تا به آن اهمیت داده شود در کشورهای غربی به آن توجه نشده است؛ بینش و نگاه به مساله خانواده در آنجا متفاوت است. یک خانم که تنها که با فرزندش زندگی می کند، یک خانواده محسوب می شود و اشکال دیگر خانواده هم با شرایط مختلف وجود دارد که ما به این مساله درهم آمیختگی می گوییم. البته همه خانواده که با هم زندگی می کنند مورد حمایت قرار دارند و قوانین نیز این امکان را فراهم می کنند. در غرب لزوما خانواده به معنای پدر، مادر و فرزند نیست؛ در آنجا بسیاری از زنان و مردان جدا از هم زندگی می کنند و یا با هم زندگی می کنند اما ازدواج نمی کنند. این موضوع در آن کشورها رایج است و دولت از این خانواده ها هم حمایت می کند.

منظور از حمایت چیست؟ دولت چه خدماتی به آنها می‌دهد؟

به طور کلی هر فرزندی حق حیات دارد و به همین سبب کمک اقتصادی به خانواده ها می شود تا از آن فرزند یا کودک حمایت کنند. فرقی نمی کند که کودک در خانواده سنتی و همراه پدر و مادر زندگی می کند و یا نزد یکی از آنها. به هر حال دولت خود را مکلف به حمایت از این فرزند می داند.

شما گفتید که در ایران توجه به خانواده سنتی بیشتر است، بر چه اساسی این اعتقاد را دارید؟

من فکر می کنم که در ایران تلاش ها در این راستا است که خانواده سنتی را حفظ کنند اما در کشورهای غربی این بینش وجود ندارد. آنجا خانواده به هر شکلی از زندگی افراد با فرزندان گفته می شود و همه این سبک های زندگی پذیرفته شده است اما در ایران تمرکز بر شکل کامل خانواده یعنی پدر، مادر و فرزندان است و سیاست ها در این راستا تنظیم می‌شود. البته باید توجه کنیم که در غرب به مساله خانواده سنتی و حمایت از آن از سوی گروه های مردم‌نهاد توجه زیادی می شود اما سیاست‌های آنها در این مسیر قرار ندارد.

آموزش و پرورش و وزارت بهداشت در این زمینه در کشورهای غربی چه تلاش هایی می کنند؟ آیا حمایت خاصی از زنان و خانواده ها صورت می گیرد؟

جوانانی که می خواهند جدا از والدینشان بعد از سن 18 سالگی زندگی کنند از سوی دولت و یا شهرداری، مورد حمایت قرار می گیرند و به آنها حداقل‌های زندگی را می دهند. البته این هم شرایطی دارد مثلا به جوانانی که تحصیل می کنند و یا شغلی می آموزند، مورد حمایت قرار می گیرند در غیر اینصورت حمایتشان ضعیف است. برخی نیز حقوق بیکاری می گیرد و زندگیشان اگرچه سخت است اما به هر حال هزینه یک زندگی اولیه برای آنها تامین می شود.

در آموزش و پرورش کشور شما به مساله خانواده اهمیت داده می شود؟

حقیقتش این است که مدارس این مساله را انعکاس می دهند که بچه ها در یک خانواده سنتی زندگی نمی کنند. مدارس خیلی روی این مساله که خانواده شما چگونه است، فشار نمی آورند چون می دانند که بسیاری از مادرها به تنهایی با فرزندشان زندگی می کنند و کودک ممکن است اصلا نداند که درباره خانواده چه باید بنویسد.

در زمینه والدینی که از هم جدا می شوند، آیا دولت از فردی که فرزند را نگه می دارد حمایت می کند؟

خیر، به جز آن پولی که به خاطر فرزند داده می شود، حمایت دیگری صورت نمی گیرد. مادرها می توانند از مرخصی تولد که 6 هفته قبل از تولد و 6 هفته بعد از تولد است بهره ببرند و بعد از این می توانند انتخاب کنند که با بچه بمانند و سر کار نروند به مدت سه سال به آنها حقوق داده می شود. بعد از آن نیز کارفرمایان موظف به جذب آنها هستند. این دوره نگهداری از فرزند را پدران نیز می‌توانند داشته باشند و حقوق بیشتری به آنها به نسبت مادر داده می شود.

نگاه رسانه‌های مکتوب و غیر مکتوب به مساله خانواده چگونه است؟

همه این بحث ها در رسانه ها منعکس می شود. آنها تلاش می کنند بی طرف در این خصوص بحث کنند و خیلی طرفدار خانواده سنتی نیستند اما موضع گیری هم در این خصوص ندارند. وظیفه آنها این است که موضوعات را مورد بحث قرار دهند و به مردم معلومات بدهند. البته در اروپا خانواده های هم جنس نیز وجود دارد که اخیرا به آنها اجازه داده شد که فرزند نیز بپذیرند. اما تحقیقاتی در خصوص وجود آسیب ها و یا عدم آسیب در این نوع از خانواده ها صورت نگرفته است چرا که این نوع جدیدی از خانواده است که در غرب پذیرفته شده.

یعنی این سبک‌زندگی را تبلیغ می کنند؟

نمی گویم سبک‌زندگی را تبلیغ می کنند اما در حال آماده‌سازی بچه‌ها برای پذیرش فرزندان حاصل از این ازدواج ها هستند تا در بین آنها اختلاف ایجاد نشود.

حمایت از والدینی که فرزندی را به دنیا آورده و مادری می خواهد به کار برگردد چگونه است؟ آیا امکاناتی مانند گرفتن پرستار و یا مهدکودک‌های کم هزینه وجود دارد؟

مهدکودک خب همه جا وجود دارد. شهرداری و کلیسا به صورت عمومی و بخش های خصوصی نیز مهدکودک‌هایی ساخته اند. مهدکودک در دانشگاه وجود دارد و دانشجویان و یا اساتید می توانند کودکانشان را آنجا بگذارند. این امکانات در شهرها زیاد است اما در روستاها و شهرهای کوچک این امکانات به خوبی نیست.

چه تفاوت های اساسی دیگری در فرهنگ خانواده های ایران و اروپا وجود دارد؟

امکاناتی مثل مهدکودک، مرخصی زایمان و حمایت های اقتصادی از زنان در ایران خیلی لازم است، این می تواند استرس در خانواده را به شدت کاهش دهد و از اختلافات کم کند. من در ایران دیدم که خیلی از زنان نیمه وقت کار می کنند و این خیلی خوب است که زن می تواند علاوه بر اینکه موقعیت اجتماعی داشته باشد، در کنار فرزند و خانواده نیز حضور داشته باشد. خود من از 14 سالگی در اروپا هم تمام وقت کار کردم و هم درس خواندم و در همین بخش خصوصی نیز بازنشسته شدم به همین دلیل به خوبی می دانم که داشتن کار در کنار تحصیل و خانواده بسیار سخت است و فشار زیادی ایجاد می کند. در اروپا نگاه غالب این است که زن و مرد همزمان باید کار کنند و دسته کمی از افراد هستند که زن به دلیل درآمد بالای مرد مجبور به کار در بیرون نیست؛ با این حال استقلال مالی سبب می شود که زنان در اروپا حتی اگر نیاز به منابع مالی نداشته باشند اما به کارهای پاره وقت تمایل نشان می دهند. در اروپا ما قانونی به عنوان نفقه معین نداریم اما این مساله وجود دارد که مرد موظف به تامین نیازهای زن است اما اگر زن درآمد خوبی داشته باشد نمی تواند انتظار نفقه از مرد را داشته باشد و از آنجایی که زن و مرد با هم کار می کنند، زنان معمولا دیگر حق نفقه ندارند.

منبع:خبرآنلاین

انتهای پیام/

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید ( فیلدهای ستاره دار اجباری و بقیه فیلدها اختیاری می باشد )

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.
کپی رایت